الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

829

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

و ما را ائمّه قرا رمى دهند ، و اعتقاد به امامت ما دارند ، و وصف مىكنند كه اطاعت ما بر ايشان واجب است ، مانند وجوب اطاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله ، بعد از آن ، حجّت خويش را مىشكنند و باطل مىكنند و با خويش خصومت مىكنند ، به واسطهء ضعف دل‌ها و عقول ايشان . پس حقّ ما را كم مىكنند و عيب مىكنند بر آن‌كه خداى تعالى او را برهان و دليل قاطع از براى شناخت ما چنانچه بايد و مسلّم داشتن امر ما عطا فرموده ، و بر او طعن مىزنند كه اعتقاد كرده به دانش ما به آنچه بوده و خواهد بود . آيا اعتقاد مىكنيد كه خداى تبارك و تعالى اطاعت دوستان خود را بر بندگان خود واجب گرداند ، بعد از آن ، خبرهاى آسمان‌ها و زمين را از ايشان پوشيده و پنهان دارد ، و مادّهء علم را از ايشان قطع كند در آنچه بر ايشان وارد مىشود از آنچه قوام دين ايشان در آن است كه دين بىآن بر پا نشود و منسّق و منتظم نگردد ؟ » . حُمران به آن حضرت عرض كرد كه : فداى تو گردم ، مرا خبر ده از آنچه اتّفاق افتاد از امر قيام على بن ابىطالب و امام حسن و امام حسين عليهم السلام و خروج و قيام ايشان به دين خداى عزّ ذكره و آنچه به ايشان رسيد از اين‌كه رؤساى اهل كفر و شياطين انس ، ايشان را كشتند ، و بر ايشان ظفر يافتند ، به مرتبه‌اى كه مقتول و مغلوب شدند . امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : « اى حُمران ، به درستى كه خداى تبارك و تعالى چنان بود كه اين را بر ايشان مقدّر كرده بود ، و قضا و امضاى آن به عمل آمده بود ، و آن را بر سبيل امتحان واجب گردانيده بود ، بعد از آن ، آن را جارى ساخت . پس على و امام حسن و امام حسين عليهم السلام به سبب پيشى گرفتن علمى از جانب رسول خدا به امر دين و جهاد قيام نمودند ، و هر كه از ما ساكت شد ، به سبب همين علم ساكت شد ( حاصل آن‌كه قيام و قعود و نطق و سكوت ما ائمّه ، به امر خدا و رسول است و در جميع امور خويش تابع ايشانيم ، و از پيش خود امرى از ما سر نمىزند ) . اى حُمران ، اگر ايشان در آن زمان كه فرود آمد بر ايشان ، آنچه فرود آمد از امر خداى عزّوجلّ و غالب گردانيدن جماعت طاغوت كه در عصيان خدا كوتاهى نمىكردند بر ايشان ، از خداى عزّوجلّ سؤال مىكردند كه اين بلا را از ايشان دفع كند و در بر طرف كردن اين جماعت طاغوت بر آن جناب مبالغه مىكردند ، و در اين باب ايستادگى مىنمودند ، و رفتن پادشاهى ايشان را خواهش مىنمودند ، البته ايشان را اجابت مىفرمود ، و آن بلا را از ايشان دفع مىنمود ، و نمىگذاشت كه به ايشان برسد ، و به سر آمدن مدّت اين جماعت طاغوت و تمام شدن پادشاهى ايشان ، سريع‌تر بود از زمانى كه رشتهء مرواريد و غير آن از هر چه در